![]() |
![]() |
|
در آغاز سال شمسی، بهار و بیداری همان قدر به هم نزدیک اند، که عشق و باخبری. وقتی عطر بهار از پس دیوار ضخیم زمستان در جهان می پیچد، بیداری اولین تحفه یی ست که به انسان و طبیعت می رسد. و چون عشق در گرمخانه ی دلها می نشیند، باخبری از رازهای مگوی خلقت، شیرین ترین دستاوردی ست که به بار می نشیند. زمین، در التهاب تولدی دوباره، پوست می اندازد و رنگ عوض می کند. عریانی زمستان، در پیراهن بهار پنهان می شود. و رنگین کمانی از تغییر و تکامل، در نمایشگاه بزرگ طبیعت جلوه می کند. ما پشت به دیروز و رو به فردا بیدار می شویم، و سعی می کنیم در کاروان عاقبت بخیرها و رستگاران ثبت نام کنیم. شاید فردا روز دیگری باشد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 0:7 توسط حمیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد رنگها می میرند عشق ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می ماند... |
| پيوندهاي روزانه |
|
پرستار مهربون خدا از بس که پیداست ناپیداست عرفان آفتاب شب زندگی با صداقت راهیان عشق حقیقی-جبهه و جنگ با سيد علی تا فتح قدس و مکه پزشکی و سلامت فانوس آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|