![]() |
![]() |
|
|
با رنگ و بویت ای گل ! گل رنگ و بو ندارد با لعلت آب حَیوان آبی به جو ندارد از عشق من به هرسو در شهر گفتگویی ست من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد محراب ابروانت خواند نماز دلها آری بمیرد آن دل کز خون وضو ندارد گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد خورشید روی من چون رخساره برفروزد رخ برفروختن را خورشید رو ندارد سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن هرچند رخنه ی دل تاب رفو ندارد او صبر خواهد از من بختی که من ندارم من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد با شهریار بی دل ساقی به سر گرانی ست چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 20:49 توسط حمیده |
|
|
***لحظه اي توقف کنيد*** لطفا مداد باشيد !! مي تواني کارهاي بزرگي کني، اما نبايد هرگز فراموش کني دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند، اسم اين دست خداست، او بايد هميشه تو را در مسير اراده اش حرکت دهد گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مدادتراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار نوکش تیزتر می شود. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این باعث می شود انسان بهتری شوی. مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا کار بدی نیست، درواقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگه داری مهم است. چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ذغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است. مداد همیشه اثری از خود به جا می گذارد. بدان هرکار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:7 توسط حمیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد رنگها می میرند عشق ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می ماند... |
| پيوندهاي روزانه |
|
پرستار مهربون خدا از بس که پیداست ناپیداست عرفان آفتاب شب زندگی با صداقت راهیان عشق حقیقی-جبهه و جنگ با سيد علی تا فتح قدس و مکه پزشکی و سلامت فانوس آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|