تبليغاتX
موعد دیدار

موعد دیدار

دنیای این روزای ما

جان از یک مزرعه‌دار در تگزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ جان آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.» جان جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.» مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..» جان گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.» مزرعه‌دار گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟» جان گفت: «می...‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»

 مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!» جان گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی نمی‌گم که الاغ مرده است.»


 یک ماه بعد مزرعه‌دار جان رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟» جان گفت: «به قرعه‌کشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم ۹۹۸ دلار سود کردم..» مزرعه‌دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»

 جان گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 1:15  توسط حمیده  | 

حرف های سر بسته ی یک زن و مرد ایرانی !


"نامه یک زن ایرانی به مرد هموطنش"


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: "قیمتت چنده خوشگله؟"


سواره از کنارت گذشتم، گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: "زهر مار!"

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است

نه دیگر من به حقوق خود واقفم، و برای گرفتن برابری در مقابل تو تا به انتها استوار و مستحکم ایستاده ام زیرا به هویت خود رسیده ام، به هیچ وجهی از حق خود نخواهم گذشت
من با تو برابرم، مرد
احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم
احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی
احتیاجی ندارم که تو حامی باشی
خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم
با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم!
من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم
من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم
به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی
گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و در غیر اینصورت ترشیده می شدند و در خانه پدر مایه سرافکندگی بودند
امروز تو برای هم گامی با من (و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی
حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد
خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هیچ قیمتی به تو نخواهم فروخت
روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود
هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد
ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
و این هم جوابیه ای از "یک مرد ایرانی به زن هموطنش" :

پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود

سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را
به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود

در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی
و بروی خودت هم نیاوردی

زیر باران خیلی قبل تر از تو منتظر تاکسی بودم اما ماشین که آمد
آب گل آلود را بر من پاشید و جلوی تو ایستاد

در تاکسی که نشستم آرزو کردم کنارم ننشینی تا اگر ماشین تکانی خورد
و به تو خوردم، حیوان خطابم نکنی در جواب عذرخواهیم

در اتوبوس بین ما نرده آهنی بود، جایم را اگر به تو تعارف میکردم
میگفتی یا دیوانه است یا مرض دارد

در سینما، دیدم که تهمینه میلانی تمام مردان را شیطان تصویر کرده،
کفرم درآمد، نیکی کریمی جیغ زد و گفتم زهرمار

دعوا که کردم، او که میدانست مادر و خواهرم را بیشتر از خودم دوست دارم
به آنها ناسزا گفت تا بیشتر بسوزم

آزادی ات را صاحبان قدرت گرفتند، همانان که از قدرت ثروت اندوختند
و تو که مدل ماشین پسرانشان را میدیدی دست و پایت شل میشد

من ازدواج نکردم چون تو چشم و همچشمی داشتی و به انگشتر
سه میلیونی نظر داشتی، تازه این فقط یک حلقه بود از زنجیر خواسته هایت

صفت ترشیده را اولین بار از خودت شنیدم، کوچکتر بودی
یادت هست میگفتی معلم ریاضیتان شوهر نکرده، گفتی ترشیده!

عاشق که شدم تلفنم را قطع میکردی و بهانه ات حضور میهمانهایتان بود

عاشق که شدی، فردا که مادر میشوی را ندیدی؟
دلت نمیخواهد همسر پسرت را بپسندی؟ تو و مادرم یکی هستید!

من باید اضافه کاری کنم تا تو در هر میهمانی لباسی جدید بپوشی تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید شبها هم کار بکنم تا تو سفره ات رنگین باشد و به تو بگویند کدبانو

خسته از اضافه کاری برگشتم و گفتی پوشک بچه را عوض کن
چون من ناخنهایم را تازه لاک زده ام

وقتی خواستی طلاق بگیری، "گفتند" بچه مال پدر است! من نگفتم، همان دینی گفت که تو برایش از پس اندازمان سفره ابوالفضل می انداختی و یکهو خواب میدی که باید به حج بروی، آنهم در اوج گرفتاریمان
آری، اینچنین است خواهر من! رفتارهای زشت ما از پس هم می آیند
تو چنان کردی که خشم در دل من ها کاشتی و من ها شکستند و بسته به صبرشان دو فوج شدند
آنان که ضعیفتر بودند خرد شدند و خشمشان کینه شد و کینه شان عقده و در هر کوی و برزن و بازار از هر اندک قدرت خود نهایت سوء استفاده را کردند و بر تو تاختند
اما آنان که یا قویتر بودند یا از تو ها کمتر زخم خوردند، خشمشان هم کمتر بود و کینه هاشان نیز
اینان هنوز چشم امید دارند به وطن که بتواند و برآنند که نیک بمانند
خوشحالم حالا که میخواهی تغییر کنی
من هم برآنم که بهتر باشم و شادتر باشیم
در کنار هم، من و تو ای هموطن،
بدون هر نوع بغض و کینه و تبعیض جنسی
مایی بهتر برای فردا و آینده ای بهتر

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 14:42  توسط حمیده  | 

معنی برخی کلماتی که از خانمها می‌‏شنوید!

خبٌ: این کلمه ‏ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏ هایی استفاده می‌‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ بشوید. ‏

پنج دقیقه: اگر مشغول لباس ‏پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏‌تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد. ‏

هیچی: این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏ به ‏زنگ باشید. بحث‏هایی که با هیچی شروع می‌‏شوند، غالباً با خبٌ تمام می‌‏شوند. ‏

بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. «اگه جرئت داری» در آن مستتر است.

آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می‌‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‌‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‌‏کند شما یک احمق به ‏دردنخور هستید و او نمی‌‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‌‏کند.

اشکال نداره: این یکی از خطرناک ‏‌ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏ تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید. ‏

ممنون: از شما تشکر می‌‏کند. فقط بگویید خواهش می‌‏کنم. هیچ حرف اضافه ‏ای نزنید. خیلی ممنون می‌‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد.

 اصلاً هرچی: این ترکیب برای گفتن به حساب می‌رسم! یا مرده ‏شورت رو ببرن استفاده می‌‏شود.

نه. نگران‏ش نباش عزیزم، خودم انجام می‌‏دم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالت‏ی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 20:19  توسط حمیده  | 

نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش


همسفر!

در این راه طولانی که ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است
 
عزیز من!

دو نفر که عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است.
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
 
عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.
بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.
بیا بحث کنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا کلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم.
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.
بی‌آن‌که قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 21:28  توسط حمیده  | 

هديه به مادر



چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصيل ترك كردند و دكتر،قاضي و آدمهاي موفقي شدند.

چند سال بعد،آنها بعد از شامي كه باهم داشتند حرف زدند. اونا درمورد هدايايي كه تونستن به مادر پيرشون كه دور از اونها در شهر ديگه اي زندگي مي كرد ، صحبت كردن.

اولي گفت: من خونه بزرگي براي مادرم ساختم .

دومي گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) يكصد هزار دلاري در خانه ساختم.

سومي گفت : من ماشين مرسدسي با راننده تهيه كردم كه مادرم به سفر بره.

چهارمي گفت: گوش كنيد، همتون مي دونيد كه مادر چقدر خوندن كتاب مقدس را دوست داشت و ميدونين كه ديگه هيچ وقت نمي تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمي بينه. من ، راهبي رو ديدم كه به من گفت يه طوطي هست كه ميتونه تمام كتاب مقدس رو حفظ بخونه . اين طوطي با كمك بيست راهب و در طول دوازده سال اينو ياد گرفت. من ناچارا" تعهد كردم به مدت بيست سال و هر سال صد هزار دلار به كليسا بپردازم. مادر فقط بايد اسم فصل ها و آيه ها رو بگه و طوطي از حفظ براش مي خونه. برادراي ديگه تحت تاثير قرار گرفتن.

پس از ايام تعطيل، مادر يادداشت تشكري فرستاد. اون نوشت: ميلتون عزيز، خونه اي كه برام ساختي خيلي بزرگه ..من فقط تو يك اتاق زندگي مي كنم ولي مجبورم تمام خونه رو تميز كنم.به هر حال ممنونم.

مايك عزيز،تو به من تماشاخانه اي گرونقيمت با صداي دالبي دادي.اون ،ميتونه پنجاه نفرو جا بده ولي من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوايييم رو از دست دادم و تقريبا ناشنوام .هيچ وقت از اون استفاده نمي كنم ولي از اين كارت ممنونم.
ماروين عزيز، من خيلي پيرم كه به سفر برم.من تو خونه مي مونم ،مغازه بقالي ام رو دارم پس هيچ وقت از مرسدس استفاده نمي كنم. اين ماشين خيلي تند تكون مي خوره. اما فكرت خوب بود ممنونم

ملوين عزيز ترينم ،تو تنها پسري هستي كه با فكر كوچيكت بعنوان هديه ات منو خوشحال كردي.

جوجه ، خيلي خوشمزه بود!! ممنونم !! 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 15:27  توسط حمیده  | 

اين هديه خرج دارد



هر زوجي وقتي به بچه‎دار‌شدن فكر كند، يكي از فاكتورهايي كه در نظر مي‎گيرد، حتما هزينه‎هاي زندگي است. ديگر گذشت آن روزهايي كه تولد يك بچه به جز مدتي حول‌و‌حوش زايمان مادر، تاثير خاصي روي زندگي نداشت. حالا براي تولد بچه‎ها از قبل كلي برنامه، هزينه و هدف هست كه تا آخر عمرش ادامه پيدا مي‎كند. اين پرونده قرار است يك راهنما باشد براي كساني كه تصميم به بچه‎دار شدن دارند، تا بدانند احتمالا با چه هزينه‎هايي مواجه مي‎شوند. البته ممكن است شما نياز به تعدادي از اين هزينه‎ها نداشته باشيد يا به دلايلي هزينه‎هاي خاص ديگري پيدا كنيد. دقت كنيد، هزينه‎هاي پزشكي كه در زير آمده، به جز در مواردي كه ذكر شد، بدون احتساب هرگونه بيمه است.
بخش اول

روزهاي تصميم‎گيري

اين روزها همه والدين مي‎دانند كه يكي از شروط داشتن بارداري مطمئن و نوزاد سالم، آمادگي پيش از بارداري است. اين آمادگي براي‌تان كمي هم خرج دارد كه معمولي‎ترين‎هايش اين‎هاست.

    مراجعه به پزشك

پيش از هر كار بايد نزد يك پزشك متخصص زنان و زايمان برويد. هزينه‎هايي كه احتمالا در مطب با آن‎ها مواجه مي‎شويد، اين‎ها هستند:
ويزيت، تشكيل پرونده، تعيين قد، وزن و فشار و... : 12هزار تومان
وسايل معاينه: 10 هزار تومان
تست پاپ‎اسمير: 6 هزار تومان

    داروهاي تقويتي

معمولا پيش از بارداري فقط قرص فوليك‎اسيد را تجويز مي‎كنند كه بسيار ارزان‎قيمت است، اما اگر كمبود آهن يا كلسيم داشته باشيد، ممكن است مجبور شويد اين هزينه‎ها را هم بپردازيد.
قرص آهن يا كلسيم خارجي: هر قوطي 100 تايي- 20 هزار تومان

    آزمايش چكاپ

معمولا پزشك در نخستين جلسه اين آزمايش را براي‌تان مي‎نويسد. اين آزمايش معمولا تنها آزمايش خون است (در موارد خاصي ممكن است آزمايش ادرار يا مدفوع هم لازم باشد) و شامل بررسي همه فاكتورهاي خوني، هورموني و بيماري‎هاي خوني مي‎شود.
آزمايش خون كامل: 90 هزار تومان

    سونوگرافي

درصورت داشتن سابقه مشكلات رحمي يا هورموني ممكن است پزشك‎تان درخواست سونوگرافي هم بكند.
سونوگرافي رحم: 12 هزار تومان

    تست بارداري

به بهترين قسمت رسيديد! وقتي كه ممكن است باردار شده باشيد.
تست بارداري خانگي (از روي ادرار): 2 هزار تومان
آزمايش خون بارداري: 10 هزار تومان

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 20:55  توسط حمیده  | 

ميوه كدام درخت هستيد؟

ميوه كدام درخت هستيد؟

( 24 خرداد تا 4 تير) درخت سيب ( عشق)

فردي آرام، گاهي اوقات خجالتي، بسيار جذاب و دلربا با رفتاري مناسب و سنجيده، ماجراجو و بي باك، حساس و ... دوست داريد كه ديگران را دوست داشته باشيد و سايرين هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسيار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستيد.


( 25 ارديبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازي)


فوق العاده جذاب، پرانرژي، خودجوش و پر مسئوليت هستيد.انتقاد را دوست نداريد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمينان هستيد. به پول اهيمت مي دهيد. خواستار توجه از سوي ديگران هستيد و به پشتوانه و حمايت احساسي نياز داريد.


(22 آذر تا 1 دي) درخت راش ( خلاقيت)


فردي با سليقه،كسي كه به ظاهر خودش اهميت زيادي مي دهد. يك برنامه ريز خوب براي زندگي و كار و مسائل اقتصادي، فردي كه بدون لزوم بي گدار به آب نمي زند. منطقي و مونس و ياري بي نظير در زندگي به شمار مي رويد.


(26 تير تا 4 مرداد) ( 25 دي تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)

فردي با توان و قدرت فوق العاده، كسي كه مي داند چطور خود را با شرايط مختلف در زندگي وفق بدهد.هدياي غير منتظره را دوست دارد و از سلامتي بدني برخوردار است. خجالتي نيست و اعتماد به نفس دارد. سخنراني برجسته، فردي مصمم و با اراده، كمي عجول و بي طاقت و دوست دارد كه ديگران را تحت تأثير قرار بدهد. با استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بين است و قادر است سريع تصميم بگيرد.


(15 تا 24 ارديبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستكاري)

هيكل و اندامي خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهي بالا، يك طراح و سياستمدار است. به راحتي آزرده خاطر مي شود. بسيار حساس، كوشا، گاهي اوقات برتر از ديگران عمل مي كند و گاهي در ارتباطات خود با سايرين سوء تفاهم برايش بوجود مي آيد. خانواده مدار و از لحاظ فيزيكي روي فرم است.


(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداري)

فردي قوي، عضلاني، انعطاف پذير، كسي كه آنچه زندگي به اجبار به او مي دهد مي پذيرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعي مي كند ساده و خوش بين باشد.دوست دارد از نظر مالي مستقل عمل كند. مهربان و عاطفي، از تنهائي متنفر، با وفا و گاهي اوقات هم به زودي عصباني مي شود. با احتياط، تحصيل علم و دانش و كمك به ديگران را دوست دارد.


(16 تا 25 تير) ( 12 تا 24 دي) درخت نارون ( بزرگواري)


قيافه و ظاهري خوب دارد و در پوشيدن لباس خوش سليقه است. تقاضا و خواسته هاي او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمي كند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمايي بشود اما نه اينكه از ديگران اطاعت كند. شريكي درستكار و با وفا و دوست دارد براي سايرين تصميم بگيرد. بزرگوار و نجيب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردي كارآمد است.


( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجير ( حساسيت)

فردي مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقيض گويي و بحث متنفر است. زندگي و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حيوانات لذت ميبرد. اجتماعي و شوخ طبع است و دوست دارد كه بعد از ساعت هاي طولاني كار سخت استراحت كند و از استعداد هنري و هوش بالايي برخوردار است.


(5 تير تا 15 تير) ( 2 تا 11 دي) درخت صنوبر ( رمز و راز)


فوق العاده با سليقه است و نمي تواند تنش و فشار عصبي را تحمل كند. زيبايي را دوست دارد. گاهي افسرده مي شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه دوست دارد نزديكان خود را حمايت و مراقبت كند با افراد غريبه هم به همان شكل رفتار ميكند. نسبتاً كم ادعا، سخت كوش، با استعداد، فداكار، دور از خودپسندي و فردي كه دوستان زيادي دارد و بسيار قابل اعتماد است.


( 24 شهريور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگي)

جذاب و گيرا، شوخ طبع، بسيار فهميده و فردي كه مي داند چطور روي ديگران تأثير ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعي، فعال، مردمي و اغلب اوقات دمدمي مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعايت عدل و انصاف قاضي خوبي است.


( 13 تا 22 شهريور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت ليمو ترش ( شك و ترديد)


يا هوش و سخت كوش است و آنچه را زندگي به او مي دهد مي پذيرد. البته بعد از آنكه سعي مي كند شرايط بد را به خوب تغيير بدهد. از فشارهاي عصبي نفرت دارد. از مسافرت و تعطيلات كوتاه لذت ميبرد. ممكن است خشن به نظر بيايد اما واقعاً روحي لطيف دارد. هميشه آماده جانفشاني براي افراد خانواده و دوستان است. بسيار بااستعداد است اما براي استفاده و بهره بردن از آنها بايد زمان پيدا كند. خصلت رهبري بالايي دارد و فوق العاده وفادار است.


( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سليقگي)

زيباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سليقه و فداكار است وزندگي را تا جايي كه ممكن باشد راحت مي گيرد. زندگي را به سوي منطق و انضباط سوق مي دهد. به دنبال مهرباني و تقدير از دوستان است. تصميم گيري براي او سخت است و فردي بسيار قابل اعتماد به شمار مي رود.


( 11 تا 20 فروردين) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فكري)


فردي معمولي نيست و سرشار از تصور و خلاقيت و ابتكار، خجالتي و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكي به نفس، به دنبال تجارب جديد و گاهي عصبي است اما حافظه و ذهني قوي دارد و به آساني ياد مي گيرد و هميشه مي خواهد اثري خوب روي ديگران داشته باشد.


( 23 شهريور) درخت زيتون ( عقل)

عاشق مهرباني و رأفت، منطقي و متعادل است و از خشونت دوري مي كند. بردبار و شكيبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبي رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوري مي كند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهيخته لذت مي برد.


(24 مرداد تا 2 شهريور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت كاج ( صلح وآشتي)


عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهايي است كه به توافق منجر بشود. بايد در زندگي آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به ديگران است و تخيلي پويا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. هميشه ملاحظه ديگران را مي كند. با همه خيلي دوستانه رفتار مي كند. احساسات لطيفي دارد و به عاطفه و اطمينان خاطر نياز دارد.


( 1 تا 14 ارديبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات)

جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد.


( 1 تا 10 فروردين) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشك ( حساسيت)


سرشار از جذابيت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه ديگران را به خود جلب كند. عاشق زندگي، فعاليت و حتي پيچيدگي ها است. مستقل، خوش سليقه، پراحساس،يار و هم صحبتي خوب است. كسي كه تمايل به عفو و گذشت ندارد.


(21 تا 31 فروردين) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتياق و شور)

نجيب و با ديد وسيع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازي او نامحدود است. فردي غيرقابل انعطاف، شريكي استثنائي اما بدقلق است. هميشه مورد علاقه نيست اما اغلب تمجيد و تحسين مي شود. مدير و باهوش، بسيار پر حرارت اما گاهي اوقات مغرور است.


( 3 تا 12 شهريور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بيد مجنون ( اندوه)

فردي كه دوست دارد از فشارهاي روحي دور باشد. زندگي خانوادگي را دوست دارد و سرشار از اميد و رؤيا است. جذاب،بسيارمهربان،عاشق زيبايي، با استعداد زياد در موسيقي، عاشق سفر به نقاط غيرمعمول،خستگي ناپذير، غيرقابل پيش بيني، درستكار و فردي كه مي تواند تحت تأثير قرار بگيرد اما نه هنگامي كه در تنگنا باشد. حس ششم خوبي دارد و عاشق خنداندن ديگران است.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 18:49  توسط حمیده  | 

نه پس ...2

میگم آقا شهید همّت کجاس؟
میگه بزرگراه شهید همّت؟
میگم نــه پـَـَــــ می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!

 

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:نه پـَـَـــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !!!

 

دارم فیلم گریه دار میبینم , گریه میکردم , مامانم اومده می گه فیلمش گریه داره ؟
نه پ خنده داره من دارم گریه می کنم کارگردانشو ضایع کنم !

 

جلو در دستشویی، طرف اومده میگه ع ع ع ببخشید شما توی صف هستین؟ نــــــــــه پــــــــــــ سوسکیم اومدیم نهــــــــار.... :

 

رفتم استخر داشتم غرق ميشدم غریق نجات میله رو برداشته اومده لب استخر با لبخند میگه میخاي کمکت کنم؟نه پ با اون میله استريپتیز کن ببینم بلدي

 

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟
می گه حمومی ؟
می گم نه پـَـ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوید

 

بهش میگم: زود باش دمپاییتو بده تا سوسکه نرفته... میگه:مگه میخوای بکشیش؟... نه پَ میخوام بدم سوسکه پاش کنه !!!

 

تصادف کردیم، زنگ زدیم افسر اومده میگه : تصادف شده؟
میگم : نه پـــــَ ... داریم هشدار برای کبرا 11 رو فیلم برداری میکنیم!!!

 

یارو سگ های منو دیده، میگه غذا میخورن؟ نه پـَـَـ فتوسنتز میکنن

 

رفتم داروخونه کرم ترک پا بگیرم
می گه واسه پا میخواین؟؟
نه پــــَ
میخوام در جهت از بین بردن ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم

 

سر جلسه امتحان به کناریم میگم داداش برسونیا
میگه تقلب؟
گفتم نــه پـَـَــــ مواد ، یه وقت خمار نشم

 

فاميلمون اومده آکواريومم رو ديده ميگه غذاي مخصوص بهشون ميدي؟
نه پـَـَـ پول تو جيبي ميدم بهشون خودشون ميرن واسه خودشون غذا ميخرن

 

زنگ زدیم اتش نشانی،میگه جایی اتیش گرفته؟نه پــــ زنگ زدیم ببینیم امشب خونه این بیایم مهمونی

 

از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟میگه 225 بهش 300 تومن دادم,میگه یه نفری؟گفتم نه پ کل اتوبوس مهمونه من!

 

یارو اومد تعمیرگاه گفت: برای لپ تاپم رَم میخوام ... گفتم: داریم .... گفتش :مطمئنی برای لپ تاپه ؟ .... گفتم : نـَــ پــــَ ... برای PC ـه میخوام بُکُنم تو پاچـــت ...

 

تو رستوران، پیشخدمتو صدا کردم میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟ میگم نَ پـَـَــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!!!

یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک میکنه تازه برگشته میگه شمام کار دارین ؟ نَ پـَـَـ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 22:25  توسط حمیده  | 

نه پس ...

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم 

يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟ پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم 
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه

صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی 

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

 رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!! 

ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته 
خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم
برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنمپـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس
ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتم بیای باهم بخوریم 

داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پرواز میکنم 

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم 
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم
کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون
خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...! 
ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم
ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم
از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!
زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی
حسینی  دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم

میرم سر جلسه با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!! 

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...

_رفتم مغازه ميگم آقا مرگ موش ميخوام،

ميگه براي موش هاي خونتون ميخواين،
پَ نَ پَ ميخوايم بريزيم تو خورشتمون خوش رنگ شه !

 

_سوار تاکسي شدم.يارو صداي ضبطشو تا ته زياد کرده بود.ميگم ميشه صداي ضبطتونو کم کنيد؟

ميگه اذييتتون ميکنه!

پـــــــَ نَ پــــــــَ گفتم کم کني اين يه تيکشو من بخونم ببيني صداي کدوممون بهتره!!!!

 

_رفتم سر خاک خدا بيامرزي دارم خرما تارف مي کنم،

طرف برداشته ميگه فاتحه است ديگه نه؟

 پـَـَـ نَ پـَـَـــ م خدا بيامرز زنده شده داريم جشن مي گيريم!

_رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوي مسئولش که وارد حسابم کنه؛

ميگه: ميخواي ببريشون؟

پَــ نَ پَـــ اومدم کتابارو بهت توصيه کنم بخوني، ميانگين ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا

 

_سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مينويسم
مراقبه ديده ميگه تقلبه؟؟
.....ميگم پَــــ نَ پَــــ دعاي ابوحمزه ثماليه

 

_رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بيارم،

مربيه ميگه: بچه رو ميبريدش؟

ميگم: پَــ نَ پَـــ همين جا ميخورمش

_رفتم آزمايش ادرار.

يارو ميگه ادراره؟

ميگم:پـــ نه پـــــ سکنجبينِ برو کاهو بيار بزنيم توش بخوريم!

_ کمرم درد مي کنه يه پارچه بستم بهش.

داداشم ميگه کمرت درد مي کنه؟

پَ نه پَ مي خوام اداي داداش کايکو رو در بيارم.

_ داريم 10 نفري بازي شبکه اي ميکنيم

اومده ميگه جدي حال ميده؟

ميگم پَـ نَـ پَـ اسکوليم! عذاب داره اما ميخوايم تهذيب نفس کنيم

_تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه،
يارو زده به شيشه ميگه آقا شما هم مي‌خواي گاز بزني‌؟
پَـــ نَ‌‌ پَـــ من مي‌خوام ليس بزنم...

 

_ رفتم بانک پول بگيرم

کارمنده ميگه پول رو ميبرين؟

گفتم پـَـَـ نَ پـَـَ ميخوام وايسم اينجا هر کس رقصيد بريزم رو سرش شاباش بدم....

 

_ رفيقم شمارمو مي خواست, گفتم: يادداشت کن 0932

گفت:تاليا داري؟

پَ نه پَ همراه اول شماره خالي نداشت بهم تو تاليا خط داد

_ رفتيم غار عليصدر. به رفيقم خفاش نشون دادم .

ميگه واي خفاشه!

پَــ نَ پَـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اينجا سکونت دارن فعلا!!!

 

_با دوستم سه ساعت تو صف نونوايي وايساده بوديم صف 40 متري نوبتم شده

يارو ميگه نون مي خواي ؟

پَـــ نَ پَـــ تا الان قطار بازي مي کرديم واگن آخرم بوديم

 

_ تو خيابون موتوريه اومد کيفم رو قاپيد،

يارو ميپرسه دزد بود؟
ميگم پـَـَـ نَ پَــــ رفيقم بود اومده بود امانتيش رو پس بگيره، فقط خواست هيجانش بيشتر باشه

_ رفتم نوشابه بخرم به يارو ميگم اينکه تاريخش مال دو سال پيشه
ميگه : يعني فاسد شده ؟
ميگم پـَــــــــ نَ پَـــــــ مونده جا افتاده

_ دارم از گرما ميميرم ، خودمو مثله چي دارم باد ميزنم ،

بابام مياد ميگه چيه ؟ گرمته ؟؟؟؟

پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان ميکنم

_ به يارو راننده ميگم..آقا اگه ميشه يكم سريعتر..الان هواپيما ميپره...

ميگه..بسلامتي مسافرين؟....

.پَــ نَ پَـــ...فندك هواپيما ديشب دستم جامونده....ميرم بدم به رانندش

_ رفتم بالاي برج ميخواستم خودمو بندازم پايين

يارو ميگه ميخواي خودکشي کني؟

ميگم پــــَ نه پــــــَ اومدم ببينم سرعت صفر تا صدم از اين بالا تا پايين چقدر ميشه، بجاي پروژه بدم دانشگاه

_ رفيقم ميگه اگه با گوشي برم تو اينترنت از شارژم کم ميشه؟
پَـــ نه پَـــ از ذخيره ارزي کشورهاي عضو اپک کم ميشه

_ رفتم سم بخرم واسه سوسك

يارو ميگه ميخواين سريع بميره؟!

پَـــ نَ پَـــ ميخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگيرم!!!

_ رفتيم رستوران ، ميگم 2تا جوجه لطفا ،

ميگه جوجه کباب؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ ازين جوجه رنگيا ، يه قرمز بدين يه سبز

_ به اپراتور اداره ميگم لطفا شماره فلاني رو برام بگير .

ميگه گرفتم وصل کنم؟

 ... پـَــ نَ پَـــ فوت کن , قطع کن

_ زنگ زدم 115،

ميگه آمبولانس ميخواين قربان؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ يه پليس 110 ميخوام, بقيش هم آدامس بدين!

_ به مامانم ميگم من ميرم کارواش،

ميگه ماشينم ميبري؟

ميگم پَـــ نَ پَــــ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم

_ يارو اومده مي‌بينه همكارم توي اتاق نيست

باز مي‌پرسه خانم فلاني نيست؟پَـــ
نَ پَـــ هستن. افتادن پشت اون كمد. با خط‌كش بزن دربياد.

_ مگس کش دستمه.

مامانم ميگه ميخواي مگسا رو بکشي؟

ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ميخوام رهبري ارکسترشون رو بکنم سمفوني بتهوون بزنن

_ حواسم نبود با صورت رفتم تو در

ميگه نديديش؟

ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ من داركوبم مي خوام با منقار يه سوراخ برا خودم باز كنم برم تو

_ رفتم دکتر ميگم:دو روزه بدنم خيلي درد ميکنه!
بعد از 10 دقيقه معاينه ميگه: ميخواي واست دارو بنويسم؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ ميخواي واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!

_ زنگ زدم ميگم مامان بيا منو گرفتن...
ميگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
ميگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ايران

_ حدود ۳ صبح بود رفتم سر يخچال تنگه آب رو برداشتم آب بخورم،

دوستم بلند شده ميگه مي‌خواي آب بخوري ؟

گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ،تو خواب يادم افتاد به گلا آب ندادم مي‌خوام بهشون آب بدم

_ سوار تاکسيم ميگم آقا نگه داريد
ميگه پياده ميشي؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــــ ميخوام باد لاستيکا رو چک کنم...!!

_ با گل رفتم بيمارستان

نگهبان ميگه گل براي مريضتون آوردين

گفتم پ نه پ اومدم خواستگاري تو با اين سيبيلات...

_ رفتم صندلي بخرم واسه کامپيوتر

يارو گفت : راحت باشه؟

پَــــ نَ پَــــ خار داشته باشه..

_ دارم تو حياطمون موتورمو تعمير ميکنم به مامانم ميگم دستمال بيخودي داري؟
ميگه ميخواي موتورتو تميز کني؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردي برقصم

_ طوطي گرفتم

فاميلمون اومده ميگه اااااااااااااااااااااااا طوطيه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ يا کريمه يه کم با فتوشاپ تغييرش دادم

_ داشتم تلويزيون ميديدم

بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من ميگه داشتي ميديدي؟؟؟!!!

پَـــ نَ پَـــ داشتم گرمش ميکردم تا شما بياي ببيني!!!!!

_ رفتم واسه استخدام,

يارو ميگه اومدي واسه استخدام؟

پ ن پ اومدم ببينم کي استخدام مي شه ازش شيريني بگيرم!

_ ميگم بابا... تصميم رو گرفتم... مي خوام زن بگيرم...

ميگه ميشناسيش؟ ميگم آره..
ميگه مجرده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضايت نامشو امضا کنه بريم خواستگاري

_ دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم .

ميگه شما سوال داري؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگيري ...

_ رفتم پيژامه از کمد برداشتم پوشيدم

بابام ميگه از تو کمد برداشتي؟
پَـــــ نَ پـَــــــ گذاشته بودم تو يخچال تابستونيه پيژامه تگري بپوشم خنک شم

_ به استاد ميگم لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم
ميگه نمره ميخواي
گفتم پَـــــ نَ پَــــــ... نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزم تو سرم ميخوام!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 20:4  توسط حمیده  | 

اصول‌ اساسي‌ برنامه‌ پياده‌روي

براي انجام‌ تمامي‌ فعاليتهاي‌ ورزشي‌ و آمادگي‌ جسماني‌ بايستي‌ مواردي‌ بعنوان‌ اصول‌ رعايت‌ گردد كه پياده‌روي‌ نيز از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نمي‌باشد كه‌ اين‌ اصول‌ كلي‌ عبارتند از :


۱ - گرم‌ كردن‌ و خنك‌ نمودن‌ بدن‌ ( down Warm up &Cool ) :


قبل‌ از شروع‌ فعاليت‌ فيزيكي‌ لازم‌ است‌ كه‌ سيستم‌ قلبي‌ عروقي‌ با انجام‌ برنامه‌ گرم‌ كردن‌ بتدريج‌ تحريك‌ گردد وضربان‌ قلب‌ بتدريج‌ افزايش‌ يابد در غير اينصورت‌ و با افزايش‌ يكباره‌ ضربان‌ قلب‌ ممكن‌ است‌ مشكلات‌ قلبي براي‌ فرد ايجاد گردد . بنابراين‌ حتماً بايستي‌ قبل‌ از پياده‌روي‌ عمل‌ گرم‌ كردن‌ انجام‌ گيرد كه‌ بصورت‌ ۵ دقيقه‌ راه رفتن‌ آهسته‌ مي‌باشد . بهتر است‌ بعد از گرم‌ كردن‌ حركات‌ كششي‌ بمدت‌ ۵ دقيقه‌ انجام‌ پذيرد. حركات‌ كششي سبب‌ افزايش‌ ارتجاع‌ پذيري‌ عضلات‌ ، كاهش‌ مقاومت‌ عضلاني‌ ، بهتر شدن‌ قابليت‌ انقباضي‌ آن‌ و كاهش‌ احتمال آسيب‌هاي‌ ورزشي‌ مي‌گردد . در پياده‌روي‌ بهتر است‌ حركات‌ كششي‌ براي‌ عضلات‌ چهار سرران‌ ، پشت‌ ران ، پشت‌ ساق‌ ، كمر و عضلات‌ شانه‌ و بازو انجام‌ گيرد.( به‌ ضميمه‌ مراجعه‌ گردد )
در خاتمه‌ برنامه‌ ورزشي‌ نبايستي‌ فعاليت‌ فيزيكي‌ بطور ناگهاني‌ متوقف‌ گردد بلكه‌ بهتر است‌ كه‌ حدود ۵ دقيقه‌ باراه‌ افتن‌ آهسته‌ و انجام‌ حركات‌ كششي‌ ، عضلات‌ را از حالت‌ سفتي‌ خارج‌ نموده‌ و ضربان‌ قلب‌ را به‌ آرامي‌ به‌حالت‌ طبيعي‌ باز گرداند.


۲- اصل‌ اختصاصي‌ بودن(‌ ( Specificity :


تغييرات‌ فيزيولوژيك‌ وتغييرات‌ تطابقي‌ در عضلات‌ نسبت‌ به‌ نوع‌ تمرين‌اختصاصي‌ مي‌باشد بعنوان‌ نمونه‌ فعاليت‌هوازي‌ (Aerobic) مانند پياده‌روي‌ و دويدن‌ سبب‌ افزايش‌ ظرفيت‌ هوازي‌ و استقامت‌ قلبي‌ ريوي‌ مي‌گردد وفعاليت‌ هاي‌ بيهوازي‌ (Anaerobic) مانند كار با وزنه‌ سبب‌ افزايش‌ ظرفيت‌ بيهوازي‌ و قدرت‌ موضعي‌ عضلات مي‌گردد.


۳- اصل‌ اضافه‌ بار( Over Loud)ومقاومت‌ پيشرونده ‌(Progressive Resistance ) :


براي‌ افزايش‌ قدرت‌ و استقامت‌ بدن‌ لازم‌ است‌ كه‌ سيستم‌هاي‌ عضلاني‌ و قلبي‌ ريوي‌ تحت‌ تأثير فشار ورزشي بيش‌ از حد طبيعي‌ قرار گيرند تا تغييرات‌ فيزيولوژيك‌ در بدن‌ ايجاد گردد. با انجام‌ تمرينات‌ ، قدرت‌ عضلاني‌ و استقامت‌ قلبي‌ ريوي‌ افزايش‌ مي‌يابد ولي‌ با عدم‌ افزايش‌ تدريجي‌ شدت تمرين‌ تغييرات‌ ايجاد شده‌ در همان‌ حدود باقي‌ مي‌ماند بنابراين‌ لازم‌ است‌ كه‌ شدت‌ تمرينات‌ بتدريج‌ افزايش پيدا كند.همچنين‌ براي‌ اعمال‌ اضافه‌ بار علاوه‌ بر افزايش‌ شدت‌ تمرين‌ ميتوان‌ مدت‌ زمان‌ تمرين‌ در هر جلسه‌ ويا تعداد جلسات‌ تمرين‌ در هفته‌ را افزايش‌ داد.


۴ - مدت‌ زمان‌ تمرين‌ ( Duration) :


مدت‌ زمان‌ تمرين‌ ، زماني‌ است‌ كه‌ به‌ هر جلسه‌ ورزشي‌ اختصاص‌ داده‌ مي‌شود . مبتديان‌ بايستي‌ حداقل‌ بمدت ۱۵-۲۰ دقيقه‌ ورزش‌ نموده‌ و باافزايش‌ آمادگي‌ جسماني‌ هر جلسه‌ ورزشي‌ ميتواند تا حدود ۳۰-۶۰ دقيقه‌افزايش‌ يابد .
افراد با آمادگي‌ جسماني‌ پايين‌ تر بايستي‌ شروع‌ تمريناتشان‌ به‌ ميزان‌ كمتر و در حدود۵-۱۰ دقيقه‌در هر جلسه‌ باشد. برنامه‌ هاي‌ ورزشي‌ بيش‌ از
۶۰ دقيقه‌ فوايد اضافه‌ تري‌ از نظر ارتقاء سلامتي‌ ندارند.


۵- تعداد جلسات‌ تمرين‌ ( Frequency) :


به‌ معني‌ تعداد جلسات‌ ورزشي‌ در هفته‌ مي‌باشد . بطور كلي‌ برنامه‌ ورزشي‌ ۵-۳ روز در هفته‌ كافي‌ مي باشد‌ ولازم‌ است‌ كه‌ بين‌ جلسات‌ ورزشي‌ ۴۸-۲۴ ساعت‌ زمان‌ براي‌ استراحت‌ و ريكاوري‌ در نظر گرفته‌ شود.


۶ - اصل‌ شدت‌ ( Intensity) :


شدت‌ عبارت‌ از درجه‌ اضافه‌ بار يا استرس‌ زايي‌ يك‌ تمرين‌ مي‌باشد. براي‌ اينكه‌ يك‌ تمرين‌ هوازي‌ اثرات‌ مناسبي‌بر روي‌ سيستم‌ قلبي‌ ريوي‌ و سيستم‌ عضلاني‌ اعمال‌ نمايد برنامه‌ تمريني‌ بايتي‌ شامل‌ فعاليتهايي‌ گردد كه‌ سبب ‌ايجاد يك‌ اضافه‌ بار بر روي‌ سيستم‌ هاي‌ فوق‌ گردد تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ شدت‌ تمرينات‌ هوازي‌ بايستي ‌حداقل‌ ۷۰%حداكثر ضربان‌ رزرو قلبي (Maximum Heart Rate Reserve)بوده‌ و در طي‌ مدت‌ تمرين Training Target Heart Rate را محاسبه‌ نمود.


TTHR = ( MHR - RHR ) ۰.۷ + RHR
در فرمول‌ فوقRHR تعداد ضربان‌ قلب‌ در حالت‌ استراحت‌ بوده‌ و حداكثر ضربان‌ قلب‌ MHR از فرمول‌ زيرمحاسبه‌ مي‌شود:
MHR = ۲۲۰ - Age ( year( لازم‌ بذكر است‌ كه‌ برنامه‌هاي‌ ورزشي‌ با شدت‌ پايين‌ يعني‌ پايين‌تر از ۷۰% براي‌ افراد غير فعال‌ و براي‌ افرادي‌ كه‌مي‌خواهند وزن‌ بدنشان‌ را در ميزان‌ مناسبي‌ نگه‌ دارند مناسب‌ است‌ . در كل‌ شدت‌ ورزش‌ بايستي‌ بر حسب‌ سن‌وميزان‌ آمادگي‌ جسماني‌ فرد تعيين‌ گردد. بطور كلي‌ ميتوان‌ ضربان قلب ۱۲۰-۱۱۰ را براي‌ افراد ميانسال‌ وضربان‌ قلب‌ ‌ ۱۶۰-۱۴۰ را براي‌ افراد جوانتر بعنوان‌ شدت‌ تمريني‌ مناسب‌ در نظر گرفت‌ .


* تبصره‌ ۱ - براي‌ اندازه‌گيري‌ ضربان‌ قلب‌ ميتوان‌ دست‌ راست‌ را مستقيماًدر روي‌ ناحيه‌ قلب‌ گذاشت‌ و يا نبض‌راديال‌ را در پايه‌ انگشت‌ شست‌ دست‌ و يا نبض‌ تمپورال‌ را در قسمت‌ جلويي‌ گوش‌ لمس‌ نمود . گرفتن‌ نبض‌كاروتيد در ناحيه‌ گردن‌ توصيه‌ نميشود زيرا فشار بر اين‌ ناحيه‌ ميتواند سبب‌ كاهش‌ ضربان‌ قلب‌ يا ايجاد ناراحتي‌قلبي‌ در بعضي‌ موارد گردد.


* تبصره‌ ۲- ضربان‌ ده‌ ثانيه‌اي‌( The Ten-Second Rate)) براي‌ اينكه‌ ارزيابي‌ شدت‌ فعاليت‌ ورزشي‌ براي‌فرد راحت‌ باشد ميتوان‌ ضربان‌ هدف‌ را بر عدد ۶ تقسيم‌ نمود تا ضربان‌ قلب‌ مورد نظر در مدت‌ ده ثانيه‌ بدست‌آيد با اين‌ روش‌ فرد ميتواند با گرفتن‌ نبض‌ خود بمدت‌ ده ثانيه‌ شدت‌ فعاليت‌ ورزشي‌ خود را مقايسه‌ نمايد.


۷ - اصل‌ بازگشت‌ به‌ حالت‌ اوليه(‌ ( Recovery :


در مواقعي‌ كه‌ عضلات‌ بدنبال‌ تمرينات‌ خسته‌ هستند ، تمرين‌ اضافي‌ نه‌ تنها سبب‌ افزايش‌ قابليتهاي‌ جسماني‌نمي‌شوند بلكه‌ ممكن‌ است‌ سبب‌ آسيبهاي‌ عضلاني‌ نيز گردند بنابراين‌ لازم‌ است‌ در ميان‌ جلسات‌ تمريني‌زمانهاي‌ استراحت‌ و ريكاوري‌ مناسبي‌ در نظر گرفته‌ شود. بعضي‌ از علائم‌ استراحت‌ ناكافي‌ شامل‌ مواردي‌ مانندتهوع‌ ، سرماخوردگي‌ و افزايش‌ بيش‌ از حد ضربان‌ قلب‌ و فشارخون‌ مي‌باشد.


ب‌ - تكنيك‌ راه‌ رفتن‌ و پياده‌روي‌ :از زماني‌ كه‌ كودك‌ شروع‌ به‌ راه‌ رفتن‌ مي‌كند كسي‌ به‌ او شيوه‌ راه‌ رفتن‌ صحيح‌ را نمي‌آموزد و از لحاظ‌ حركت‌شناسي‌ و بيومكانيكي‌ راه‌ رفتن‌ بسياري‌ از افراد صحيح‌ نيست‌ كه‌ در اينجا به‌ وضعيت‌ پاها ، بازوها و تنه‌ درپياده‌روي‌ صحيح‌ اشاره‌ مي‌گردد:


۱ - وضعيت‌ پاها :


راه‌ رفتن‌ نمونه‌ اي‌ از يك‌ حركت‌ خطي‌ است‌ كه‌ با عمل‌ يك‌ درميان‌ هر دو پا انجام‌ ميشود ودر اين‌ عمل‌ حركت‌زاويه‌اي‌ هر يك‌ از قسمتهاي‌ مختلف‌ بدن‌ ، كل‌ بدن‌ را جابجا ميكند . حركت‌ پا دو مرحله‌ دارد :


مرحله‌ تاب‌ دادن‌ : كه‌ با جدا شدن‌ پنجه‌ پا از زمين‌ شروع‌ ميشود و با عمل‌ گذاشتن‌ پاشنه‌ روي‌ زمين‌ خاتمه‌ پيداميكند.


مرحله‌ تكيه‌ گاه‌ : كه‌ باگذاردن‌ پا شروع‌ و با جدا شدن‌ پنجه‌ پا از زمين‌ خاتمه‌ پيدا ميكند.


بهتر است‌ در زمان‌ فرود پا كه‌ پاشنه‌ روي‌ زمين‌ مي‌آيد پنجه‌ پا بطرف‌ بالا قرار گيرد اين‌ كار باعث‌ ميشود كه‌ زانوحداكثر طول‌ حركتي‌ اش‌ باز شود.


حركت‌ پا بايد از ناحيه‌ ران‌ انجام‌ شود چون‌ اين‌ حالت‌ موجب‌ ميشود كه‌ طول‌ گام‌ افزايش‌ يابد و لگن‌ خاصره‌آزادتر شود و چرخش‌ در مفصل‌ لگن‌ خاصره‌ ايجاد گردد كه‌ به‌ حركت‌ بدن‌ كمك‌ ميكند.۲ - وضعيت‌ بازوها :


حركت‌ دستها در حين‌ راه‌ رفتن‌ متأثر از يك‌ عمل‌ بازتابي‌ به‌ شكل‌ تاب‌ دادن‌ است‌ كه‌ در خلاف‌ جهت‌ حركت‌پاهاست‌ ( دست‌ چپ‌ به‌ موازات‌ پاي‌ راست‌ و بر عكس‌ ) . اين‌ عمل‌ به‌ منظور حفظ‌ تعادل‌ و چرخش‌ لگن‌ خاصره‌است‌ . بهتر است‌ حركت‌ دستها از مفصل‌ شانه‌ توأم‌ با خم‌ كردن‌ از آرنج‌ صورت‌ گيرد چون‌ اين‌ حالت‌ موجب‌ميشود كه‌ حركت‌ از مفصل‌ شانه‌ بهتر صورت‌ گرفته‌ و اين‌ موجب‌ سرعت‌ بيشتر راه‌ رفتن‌ فرد ميشود .( حركت‌ راه‌رفتن‌ در حالت‌ با دستهاي‌ صاف‌ ، آرام‌ صورت‌ مي‌گيرد )


دستها نبايد بصورت‌ مشت‌ باشد ( فرض‌ بر اينكه‌ يك‌ تخم‌ مرغ‌ در دست‌ وجود دارد ) در حالت‌ مشت‌ عضلات‌دست‌ دچار سفتي‌ و گرفتگي‌ شده‌ و خون‌ بيشتري‌ متوجه‌ آن‌ ميشود و دستها سنگينتر ميشوند واين‌ يك‌ حركت‌منفي‌ را در مقابل‌ حركت‌ بدن‌ به‌ جلو ايجاد ميكند.


۳- حالت‌ تنه‌ :
بدن‌ ( بالا تنه‌ ) بايد كاملاً صاف‌ باشد ، اگر شانه‌ ها بطرف‌ جلو باشد قفسه‌ سينه‌ جمع‌ تر شده‌ و راه‌ تنفس‌ تنگترميشود و بهتر است‌ براي‌ پياده‌روي‌ سر وسينه‌ صاف‌ باشد و شانه‌ ها كمي‌ عقب‌ تر ( نه‌ زيادتر ) قرار گيرند. و كمي‌عضلات‌ كمر و شكم‌ سفت‌ گرفته‌ شوند البته‌ نه‌ آن‌ قدر زياد كه‌ باعث‌ اذيت‌ شود كه‌ اينكار پس‌ از مدتي‌ براي‌ فردساده‌ خواهد بود .


ج‌ - زمان‌ ورزش‌ و پياده‌روي‌


بهترين‌ زمان‌ براي‌ ورزش‌ پياده‌روي‌ زماني‌ است‌ كه‌ براي‌ فرد بدون‌ زحمت‌ بوده‌ و براحتي‌ و با خيال‌ آسوده‌ و بدون‌تداخل‌ با فعاليت‌ هاي‌ روزمره‌ ، بتواند در آن‌ شركت‌ نمايد. تعدادي‌ از افراد بعد از فعاليت‌ ورزشي‌ در صبح‌ زود وقبل‌ از صرف‌ صبحانه‌ احساس‌ تهوع‌ ، سرگيجه‌ و سبكي‌ سر ميكنند كه‌ بعلت‌ عدم‌ تغذيه‌ بمدت‌ چندين‌ ساعت‌گذشته‌ و كاهش‌ ميزان‌ قند خون‌ ميباشد . همچنين‌ فعاليت‌ ورزشي‌ شديد بلافاصله‌ بعداز صبحانه‌ ميتواند سبب‌ديسترس‌ فيزيكي‌ شديد و احساس‌ پري‌ در شكم‌ و تهوع‌ شود بنابراين‌ اگر اول‌ صبح‌ تنها زمان‌ آزاد براي‌ ورزش‌كردن‌ باشد لازم‌ است‌ كه‌ فرد صبح‌ زود از خواب‌ بيدار شود تا يكي‌ دو ساعت‌ بين‌ صرف‌ صبحانه‌ و شروع‌ ورزش‌فرصت‌ داشته‌ باشد و اگر اين‌ امر ممكن‌ نباشد لازم‌ است‌ فرد قبل‌ از فعاليت‌ ورزشي‌ يك‌ صبحانه‌ سبك‌ ميل‌ نمايد.


د - كفش‌ مناسب‌ براي‌ پياده‌روي‌


لازم‌ است‌ كه‌ كفش‌ اندازه‌ مناسبي‌ داشته‌ باشد بطوريكه‌ فرد احساس‌ راحتي‌ نمايد و بين‌ انگشت‌ شست‌ و قسمت‌جلوي‌ كفش‌ به‌ اندازه‌ پهناي‌ يك‌ انگشت‌ فاصله‌ وجود داشته‌ باشد . همچنين‌ لازم‌ است‌ كه‌ قسمت‌ جلوي‌ كفش‌انعطاف‌ پذيري‌ كافي‌ داشته‌ باشد بطوريكه‌ شخص‌ براحتي‌ بتواند به‌ ميزان‌ ۴۵ درجه‌ آنرا خم‌ نمايد . همچنين‌ لازم‌است‌ كه‌ قسمت‌ پاشنه‌ كفش‌ حالت‌ ارتجاعي‌ كافي‌ داشته‌ باشد تا بتواند مقاديري‌ از فشار و شوك‌ وارد شده‌ ازطرف‌ زمين‌ به‌ پا را بكاهد.


ه‌ - موارد لازم‌ براي‌ مشاوره‌ پزشكي‌ قبل‌ از شروع‌ پياده‌روي‌


در تعدادي‌ از بيماريها انجام‌ فعاليتهاي‌ ورزشي‌ ممكن‌ است‌ موجب‌ تشديد علائم‌ بيماري‌ گردد لذا لازم‌ است‌ درمواردي‌ قبل‌ از اقدام‌ به‌ پياده‌روي‌ مشاوره‌ پزشكي‌ انجام‌ پذيرد كه‌ به‌ اهم‌ اين‌ موارد اشاره‌ ميگردد:


۱ - بيماري‌ شناخته‌ شده‌ قلبي‌ ، ريوي‌ و متابوليك‌


۲ - شكايات‌ و علائم‌ مربوط‌ به‌ بيماريها مانند:


درد يا ناراحتي‌ در سينه‌ - تنگي‌ نفس‌ با فعاليت‌ مختصر - سرگيجه‌ يا از دست‌ دادن‌ هوشياري‌ - تنگي‌ نفس‌ موقع‌خواب‌ - تورم‌ مچ‌ پا - تپش‌ قلب‌ - درد در ساق‌ پاها موقع‌ پياده‌روي‌ - وجود سوفل‌ قلبي‌ شناخته‌ شده‌ .
۳ - وجود دو و يا تعداد بيشتري‌ از ريسك‌ فاكتورهاي‌ قلبي‌ زير :


- فشارخون‌ سيستوليك‌ بالاتر از ۱۶۰ ميلي‌ متر جيوه‌ يا فشارخون‌ دياستوليك‌ بالاتر از ۹۰ ميلي‌ متر جيوه‌
- استفاده‌ از دارو براي‌ كنترل‌ فشارخون‌
- كلسترول‌ سرم‌ بالاتر از ۲۴۰ ميلي‌ گرم‌ در دسي‌ ليتر
- مصرف‌ سيگار
- ديابت‌
- سابقه‌ فاميلي‌ بيماري‌ عروق‌ كرونري‌ يا بيماري‌ آترواسكلروتيك‌ در والدين‌ يا برادران‌ و خواهران‌ قبل‌ از سن‌ ۵۵سالگي‌


۴- شروع‌ فعاليت‌ ورزشي‌ شديد در مردان‌ بالاتر از ۴۰ سال‌ و زنان‌ بالاتر از ۵۰ سال‌ سن‌


- تعيين‌ برنامه‌ كلي‌ پياده‌روي‌
قبل‌ از شروع‌ برنامه‌ پياده‌روي‌ علاوه‌ بر توجه‌ به‌ اصول‌ پياده‌روي‌ ، نحوه‌ و زمان‌ انجام‌ آن‌ و ميزان‌ آمادگي‌ جسماني‌و سلامتي‌ فرد كه‌ اشاره‌ گرديد لازم‌ است‌ كه‌ برنامه‌ پيشنهادي‌ با نظم‌ وفواصل‌ زماني‌ ذكر شده‌ بطور دقيق‌ از طرف‌فرد رعايت‌ گردد.
بر اين‌ اساس‌ سه‌ برنامه‌ براي‌ پياده‌روي‌ پيشنهاد مي‌گردد:
۱) برنامه‌ پياده‌روي‌ بر اساس‌ گروه‌ سني‌
۲) برنامه‌ قدم‌ زدن‌ / دويدن‌ آهسته‌ براي‌ افزايش‌ استقامت‌ قلبي‌ تنفسي‌
۳) برنامه‌ ۱۶ هفته‌اي‌ قدم‌ زدن‌ / دويدن‌ نرم‌ وسبك‌ براي‌ بزرگسالان‌ با سطح‌ توانايي‌ پائين‌
۱)) برنامه‌ پياده‌روي‌ بر اساس‌ گروه‌ سني‌


نحوه‌ استفاده‌ از جداول‌ تمريني‌ :شما مي‌توانيد با توجه‌ به‌ سن‌ فرد ، جدول‌ مربوط‌ به‌ رده‌ سني‌ خود را انتخاب‌ نموده‌ و به‌ مدت‌ ۶هفته‌ بر اساس‌ مندرجات‌ آن‌ پياده‌روي‌ را انجام‌ دهيد و قبل‌ از شروع‌ برنامه‌ تمرين‌ در هفته‌ هفتم‌ بايستي‌ وضعيت‌استقامت‌ قلبي‌ تنفسي‌ خود را آزمايش‌ كرده‌ سپس‌ متناسب‌ با وضعيت‌ خود به‌ پياده‌ روي‌ ادامه‌ دهيد بدين‌ منظور براي‌ تعيين‌ وضعيت‌ آمادگي‌ قلبي‌ تنفسي‌ از تست‌ كوپر ( دوازده‌ دقيقه‌ دويدن‌ ) استفاده‌ كنيد.

● دستورالعمل‌ تست‌ كوپر :


پس‌ از گرم‌ كردن‌ مناسب‌ ميتوانيد يك‌ مسير مستقيم‌ يا پيست‌ دووميداني‌ را انتخاب‌ نموده‌ و به‌ مدت‌ ۱۲ دقيقه‌اقدام‌ به‌ دويدن‌ نماييد و پس‌ از اين‌ مدت‌ مسافت‌ طي‌ شده‌ را مشخص‌ كنيد . البته‌ لازم‌ به‌ توضيح‌ است‌ كه‌ درهنگام‌ اجراي‌ تست‌ هرگاه‌ خسته‌ شديد نبايد متوقف‌ شويد بلكه‌ ميتوانيد براي‌ برگشت‌ به‌ حالت‌ عادي‌ راه ‌پيمايي‌كنيد .مثال‌ :


يك‌ فرد ۴۲ ساله‌ اگر تصميم‌ به‌ پياده‌روي‌ دارد ابتدا جدول‌ الف‌ از گروه‌ سني‌ ۴۰ الي ۴۹ ساله‌ را انتخاب‌ و بمدت ‌۶ هفته‌ پياده‌روي‌ را ادامه‌ ميدهد ودر انتهاي‌ هفته‌ ششم‌ استقامت‌ قلبي‌ تنفسي‌ خود را با۱۲ دقيقه‌ دويدن‌ تست‌كرده‌ و مشخص‌ ميشود كه‌ وي‌ در اين‌ مدت‌ حداكثر مسافتي‌ را كه‌ طي‌ نموده‌ است ۱۵۰۰ متر ميباشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 16:21  توسط حمیده  |